شهید کاک احمد مفتی زاده

مکتب قرآن

صحابه پیامبر

شخصیت ها و مکتب ها

مناظره و رفع شبهات کتابخانه ناجی کرد
فهرست اصلی

شهید کاک احمد مفتی زاده


موضوعات

کـاک احـمد مفتی زاده
اخــبار دنـیـای اســـلام
اصـــحـــاب رســـول الله
مـــــکـــــتــب قــــــرآن
کـــــــتـــــابـــخــــانــــه
بــــــــزرگــــــان دیـــــن
کــاک فـاروق فـــرسـاد
کــاک حـســن امـیـنی
کــاک نــاصـر سبحـانی
مــلا مــحــمــد ربـیـعی
امـــام حـــســن الـبـنـا
شــهــیـد سـید قـطـب
ابــوالاعــلـی مــودودی
شــیــخ مــحمـد عـبده
امـام یـوسـف قـرضاوی
دکتر عبدالکریم سروش
امـام یـوسـف قـرضاوی
مــکـــاتـــب کـــلامــی
نــقـد ادیــان و مـذاهب
تـــــاریــــــخ اســـــلام
رفــــــع شــــبـــهــــات
مـــــــنـــــــاظــــــــــره
آلـــبــوم نـــــــوارهـــــا
تــصــویـــر و فـــیــلـــم
تــقــویــم اهـــل سنت
شــــــــــــــعـــــــــــــر
مـــــــــقـــــــالــــــــات
عــــــــمــــــومــــــــی


آرشیو ماهیانه
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386

پیوندها

لوگوی دوستان

تارنمای ناجی کرد

مکتب قرآن کردستان

شورای مدیریت مکتب قرآن

نوگرا

صلاح  الدین ایوبی ، پایگاه رسمی عبدالعزیز 

سلیمی

پایگاه رسمی شمس ، شورای مرکزی سنت

اهل سنت کرمانشاه

نوار اسلام ، شریط الاسلام

ندای توحید

اهل سنت حامی مکتب قرآن

احیا : جوانان اهل سنت تالش


نظر سنجی
آیا مقاله ی کفر و ایمان شهید کاک احمد مفتی زاده را کفر قلمداد می کنید؟ (http://najee-kurd.mihanblog.com/Post-8.ASPX)






www.NajeeKurd.Com




مناظره ی مدیر وبلاگ با یک عالم شیعی( موضوع : مـــــــنـــــــاظــــــــــره , )

متنی که در زیر مشاهده می کنید مناظره ی (مکاتبه ای) مدیر این وبلاگ با یک عالم شیعی با نام حسین انصاریان می باشد

این هم تصویری از آقای حسین انصاریان :

در پایان نظرات خود را در رابطه با این مناظره بیان فرمایید

مدیر وبلاگ :

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت حاج آقا انصاریان

آقای انصاریان موضوع سوال بنده شاید برای شما کمی آشنا و تا حدی نیز دشوار برای پاسخگویی باشد اما امید آن است که پاسخ بفرمایید تا شبهات بر طرف گردند

همانطور که میدانید بنده دانش آموز سال آخر دوره ی پیش دانشگاهی هستم و اطلاعات کافی از علم عقیده ندارم لذا سوال من این است: 

۱ـ همه میدانیم که امام زمان برای نجات کل بشریت می باشد لذا مختص به مذهب تشیع یا تسنن با ... نمی باشند .از طرفی می دانیم که در تمام ادیان انسان های وارسته بسیارند پس چرا نایبان آن حضرت فقط اهل تشیع هستند و اغلب ایرانی

۲ـ سوال دیگر این که در حالی که تشیع حکومت 3 خلیفه اول را بر حق نمی دانند پس چرا امام حسین در یکی از جنگ های مسلمانان با ایرانیان دختر یزدگرد سوم (شهر بانو )را به عقد خود در آوردند مگر نه این که این ۳ خلیفه را بر حق نمی دانید

 ۳ ـ سوال بعدی این که آیا شما میدانید  ام کلثوم دختر حضرت علی زن حضرت عمر بوده اند یا خیر(جواب با دلیل و منبع) اگر جواب شما منفی است ، بنده می توانم با دلیل و مدرک از کتب شیعی این مطلب را برای شما اثبات کنم . اما اگر جواب مثبت است پس چرا به عقیده ی شما حضرت علی دختر خود را به کسی می دهند که خود عقیده دارند که بر حق نیست؟(البته به عقیده ی اهل تشیع)

حسین انصاریان :

 

ادامه ی مناظره را می توانید در ادامه ی مطلب مشاهده فرمایید

در پاین از شما خواستاریم که حتما نظر خود را در رابطه با آن بیان فرمایید

با تشکر

نگاهی به نظرات خوانندگان در رابطه با این مطلب

نصر من الله

جزاك الله خیرا.چیزهایی دراین مناظره خواندم كه درجایی تا بحال نخوانده بودم.اطلاعات خوبی بدست آوردم

ناجی کرد

باعث افتخار بنده است

محمد علی

خوشبختم که با وبلاگ شما آشنا شدم
بسیار متعجب شدم که فردی به سن و سال شما چنین اطلاعات دینی و مذهبی دارد (خداوند به هر که خواهد ذره ای از علم خویش را بدو میدهد)
امیدوارم همچنان محکم و استوار به پاسخ سوالات بپردازید.
پیشنهاد میکنم از علمای دینی اهل سنت کمک و راهنمایی بگیرید و با دانشی بیشتر به پاسخگویی ادامه دهید
اگر خواستید من شماره تافن دفتر بعضی از علمای اهل سنت را در اختیار شما قرار خوهام داد
به من میل بذنید
و من الله توفیق

ناجی کرد

اگر این كار را بكنید كه بر سر این حقیر منت نهاده اید و جزاك الله خیرا

()

شما اگر می خواهید بدونید كه شما كجا و آقفای انصاریان كجا ؟می تونید به یكی از دفاتر علمایتان زنگی بزنید و بپرسید كه آیا من می تونم كه از طرف اهل سنت با عالم شیعی بحث كنم؟
مطمئنا جوابتان نه است
اهل سنت یكیش.ن هم راضی نیستند كه شما با این علم قطره ای و گزیده ای بحث كنید؟
در محفل بزرگان هر گز مكن تكلم::::باطل بود تیمم جایی كه آب باشد

ناجی کرد

برادر عزیز ما هم خود را قطره ای و گزیده ای از دریای علم بیش نمی بینیم و لذا هرگر چنین جسارتی نكرده ایم كه عالم و مجاهد و... هستیم
بنده خود به شخصه چند سوال از آقای انصاریان پرسیدم
یكی از امامان اهل تشیع ( كه نام شریفشان خاطرم نیست) می فرمایند ننگر كه چه كسی سخنی گفت بنگر كه چه می گوید .
شما اگر پیرو امامان هستید باید از این سخن ایشان هم تبعیت نمایید
به هر حال بنده با ایشان برای روشن شدن چند مطلب مناظره كردم و ایشان خود جواب بنده را دادند در صورتی كه می توانستند مانند شما فكر كرده و جوابی ندهند
و من الله توفیق

علی

برای حدیث شناسی آ را كاك احمد را حتما ببینید و هم در مورد خلافت و حكومت در اسلام در جزوه دین و انسان

ناجی کرد

حتما

یار علی

باسلام اینكه همه اش شد زیر سوال رفتن اهل تسنن!
متاسفانه به قول آقای انصاریان شما مباحثتون را دارید از روی كتبی بیان می كنید كه یا كذب است و یا چشمشون بروی حقیقت بسته اند خدا خیرت دهد در كدام كتاب خوانده ای كه حضرت علی(ع) فرزندانی به نام ابوبكر و عمر و عثمان دارد اگر هم واقعا وجود داشته مولف كتاب خواسته برای اینكه حقانیت اهل تسنن را ثابت كند به این خرافه گویی ها پرداخته به جای اینكه بروی یه طرفه قضاوت كنی برو كتابهای بیشتر و معتبرتری را برای مطالعه انتخاب كن.

ناجی کرد

برادر عزیز سلام
شما یا خود چشم به رویی حقایق بسته اید یا خود نمی خواهید كه حقایق را در یابید و یا این كه آن را در نمی یابید
خوشبختانه منابع اینكه حضرت علی فرزندانی با نام های ابوبكر و عمر و عثمان همگی شیعه هستند كه به شرح زیر است:
[104] الإرشاد ، شیخ مفید ،‌ص186، باب «ذكر أولاد أمیر المؤمنین و عددهم و أسماءهم»- كشف الغمه ، أربلی ، ج1، ص440 و 575 و ج2، ص64- منتهی الآمال ، شیخ عباس قمی ،‌ج1، ص262 و 382- مقاتل الطالبین ، اصفهانی ، ص83 و 84 و 142 – جلاء العیون، مجلسی،‌ص570 و 582 ،‌ذكر «من قتل مع الحسین بكربلاء» - تاریخ یعقوبی ،‌ج2،‌ص213- الفصول المهمه،‌شیخ حرّ عاملی ، ص143،‌ منشورات الأعلمی تهران – عمده الطالب ، إبن عنبه،‌ ص356و361 ،‌چاپ نجف- تحفه الأحباب ، عباس قمی،‌ص 251و 252 .
امیدوارم بیشتر بررسی نمایید

اگر

بنام خدا
اولا که آقای انصاریان یک عالم دینی نیست. بلکه یک واعظ است.
من دلایل شما را بیشتر پسندیدم. متاسفانه امروز و شاید همیشه، شیعه در تعصب و دگم اندیشی غرق بوده است. و اصولا نیازی نمی بیند که دلیل بیاورد. بلکه بیشتر می خواهد از مکتب اهل بیت دفاع کند! ان همه به هر قیمتی! و جالب اینکه برای این دفاع هم انگیزه های آخرتی ندارد. بلکه مثلا می گوید این دفاع را از مکتب اهل بیت می کنم که اوضاع مالی ام خوب شود!

من حرف صادقانه از قرآن را و حرف از دل پاک را و حرف با منطق را می پسندم. اما چند نکته این جا مهم است:

1- همه دلایل آورده شده برای رد امثال انصاریان مفید است نه برای رد مکتب شیعه. چه بسا همین اوضاع به انجراف کشیده شده شیعه امروز این گونه احمقانه باشد نه اصل مکتب.
2- اهانت به سابقین در دین نظیر عمر را به هیچ عنوان نمی پسندم. اما این دلیل بر برتری او بر علی نیست. و شما هم هیچ جایی دلیلی نیاورده اید که ابوبکر و عمر بر علی برتری دارند. و عثمان را هم که بسیار جای بحث

دارد. چرا که اصلا عموم مردم زمان او بر علیه او قیام کردند نه مثلا شیعیان

و تبعیضات بسیار او و اموی کردن امور موجب این انقلاب عمومی شد. و البته در مورد عمر هم علاوه بر این که نقاط قوت بسیاری می شود دید، اما بعضی تبعیضات را او هم انجام میداد. و با همین سیاست ها هم توانست حکومت مقتدری تشکیل دهد. یعنی کاری که علی نکرد و نخواست با سیاست های غیر اسلامی حکومتش را قوی کند. یعنی علی اصول گرا بود اما عمر همه جا چنین نبود.
3- بحث شما از یک نظر بی فایده است. حالا فرض کنید که ما قبول کردیم که سنی بودن حق است. خوب حالا چی؟ چه نتیجه ای می خواهید بگیرید؟ یا مثلا مسجد سنی در تهران تشکیل دادید، بعدش چی؟ راضی می شوید؟ مگر مساجد شیعه که در تهران است ، مسجد است که مال شما بشود؟

مگر اصلا نماز خوان داریم؟ ... یا شما که خود را حق می دانید، در انجام به تکالیف این مکتب حقتان چه کاری کرده اید؟ آیا هم مسکلان خود را که در عراق با آمریکا در حال جهادند را تنها نگذاشته اید؟ آیا سنی های افغانستان را که در گوانتانامو زیر شکنجه دارند تکه تکه میکنند، همان رووسایشان نظیر ملا عمر ها ، تنها نگذاشتند؟ و اصلا امروز همه آنها را در شکنجه گاه های آمریکا فراموش کرده اند

می خواهم یگویم نتیچه عملی این بحث شما چیست؟
من می گویم بیایید مسلمان باشیم. به هر مکتبی که هستیم، مومن و با تقوا و مجاهد باشیم. اگر به مبانی مکتب خودمان عمل کنیم، در بسیار امور موفق خواهیم بود و از اوضاع خفت بار امروز چهان اسلام رهایی خواهیم یافت.
ضمن اینکه شما حکومت امروز ایران را هم نباید شیعی بدانید . این حکومت حتی انقلابی یا جمهوری اسلامی هم نیست. بلکه آن قدر همه غربال شدند و به قول شما زندانی و اعدام و ترور شدند که تنها کسانی باقی مانده اند که متملق خامنه ای باشند تا پای اهدای ناموس شان به این سگ آمریکایی...
بگذریم.

ناجی کرد

با سلام و تشکر از نظرات گهر بار خود

من هم سخنان اولیه شما را قبول دارم .

در ادامه ، شما نظرات خود را با شماره مشخص نمودید بنده هم جواب آن ها را با شماره مشخص می کنم :

1) این که فرمودید (همه دلایل آورده شده برای رد امثال انصاریان مفید است نه برای رد مکتب شیعه) برادر عزیز این گونه نیست که شما میفرمایید .مکتب شیعه بر پایه ی امامت استوار است لذا ما با طرح پرسش هایی این اصل را زیر سوال برده ایم مانند سوال در رابطه با مذهب اسماعیلیه که حتما مطالعه فرموده اید . . در مورد این که اوضاع کنونی چگونه باشد ما بحث هایی داشتیم اما نه به آن صورت که تمام بحث روی اوضاع کنونی متمرکز باشند چون مسایل اعتقادی از جمله مسایلی هستند که با گذشت زمان تغییر محسوسی نخواهند کرد برای مثال اعتقاد به عصمت امامان از نظر شیعه با گذشت زمان تغییر به خصوصی نخواهد کرد مگر این که کل این اصل با دلیل و مدرک کنار گذاشته شود . یا به عنوان مثال دیگر اعتقاد به غدیر خم به معنای ولایت حضرت علی ، یکی از اصول اعتقادی تشیع است که ما آن را رد کرده ایم و این به آقای انصاریان و یا هرکس دیگری مربوط نمی شود بلکه مرتبط به اعتقاد تشیع است .

یا برای مثال در رابطه با جنگ جمل و حقایق آن یا حقایق صلح حدیبیه یا حقایق حدیث قرطاس و امثال این

2)در این که بنده برتری ابوبکر و یا عمر را ذکر نکرده ام بدان دلیل است که اگر بنده با دلایل قرآنی ( همان طور که در وبلاگ مطلبی قرار داده شده است ) این مطلب را اثبات می کردم هیچ فایده ای نداشت چون ایشان این امر را به هیچ عنوان نمی پذیرفتند ولو با استناد به آیات قرآن . بنده این مطلب را در اواخر مناظره متوجه شدم و برای همین از ادامه ی مناظره منصرف شدم .

لذا فقط یکی از سخنان حضرت علی در نامه ای به معاویه  را در بیان افضلیت شیخین برای شما می آورم :

«  و كان أفضلهم فی الإسلام كما زعمت و أنصحهم لله و رسوله الخلیفة الصدیق و خلیفة الفاروق و لعمری إن مكانهما فی الإسلام لعظیم و إن المصاب بهما لجرح فی الإسلام شدید فیرحمهما الله و جزاهما بأحسن ما عملا »

« در اسلام-  همانگونه كه می پنداری – از همه افضل و  بهتر و با خدا و رسولش مخلص تر، أبوبكر صدیق و عمر فاروق هستند و به جان خودم سوگند كه مرتبة آن دو در اسلام بزرگ است و با وفات ایشان ، به اسلام صدمة شدیدی رسیده است . خداوند هردو را رحمت كند و پاداش نیك به آنها دهد »

منابع این روایت : (شرح نهج البلاغه ، إبن میثم بحرانی، جزء31، ص488 ، چاپ ایران – در وقعه الصفین با این تفاوت آمده است : « و إن المصاب بهما لجرح فی الإسلام شدید رحمهما الله و جزاهما بأحسن الجزاء »..( وقعه الصفین ، نصر إبن مزاحم ، ص 89)

 در این که می فرمایید که عموم مردم زمان علیه شخصی قیام کند به این دلیل بر دیگری برتر نیست ( البته ما نگفته ایم که چه کسی برتر هست یا نیست) نیز کاملا غلط است .

دو مثال کاملا ساده:

یکی شخص پیامبر (ص) که عموم کافران علیه او قیام کردند و تا آن جا پیش رفتند که قصد کشتن ایشان را داشتند و از قیام (به قول شما) عموم مردم علیه حضرت عثمان هم خیلی بیش تر بود . اما هیچ کس چنین دلیلی که شما فرمودید را بیان نکرده است که ( نعوذ بالله) حضرت رسول (ص) از دیگری برتر نیست چون عموم مردم علیه ایشان قیام کرده است .

مثال دوم در زمان خود حضرت علی که 3 جنگ پی در پی در آن رخ داد . ( البته توضیح جنگ جمل را در همین مناظره داده ام که لازم به ذکر دوباره ی آن نمی بینم ) و تقریبا عموم مردم علیه ایشان شوریدند . آیا این دلیل می شود که بگوییم حضرت علی از دیگری برتر نیست به آن دلیل که عموم مردم علیه ایشان شوریدند؟

نکته ی جالب این که حضرت علی در کوفه از یاران خود بسیار گله مند بودندتا آن جا که آنان را (یا اشباح الرجال ) ( ای نه مردان به صورت مرد ) خواندند . پس می شود بگوییم که تقریبا عموم مردم علیه ایشان شوریدند چون سرپیچی از دستور ولی امر مسلمین ،  خود نوعی شورش و قیام است .

ما بنا به نصوص قرآن و حدیث ( که آن ها را در پستی کامل ارائه خواهیم داد ) برترین مردم پس پیامبر و انبیا را به ترتیب زیر می دانیم :

حضرت ابوبکر

حضرت عمر

در مورد حضرت عثمان و حضرت علی هم اختلاف نظر هست که عده ای حضرت عثمان را برتر می دانند و عده ای هم حضرت علی را

در مورد این مطلبی که عنوان کردم فعلا مطلبی بیان نفرمایید چون بنده هنوز منابع را خدمت شما عنوان نکرده ام که ان شا الله در یکی از پست ها در وبلاگ مطرح خواهم کرد ( البته فضایل حضرت ابوبکر را در وبلاگ ذکر کرده ام )

این سخن شما مرا سخت به تعجب وا داشت (تبعیضات بسیار او) کدام تبعیضات؟

نکند به حاکمی گماردن شخص معاویه را می فرمایید . در این باره که باید خدمت شما عرض کنم که معاویه هم توسط پیامبر به حاکمی گمارده شد . در ضمن در مورد معاویه هم اختلاف نظر هست که عده ای ایشان را از صحابه می دانند و توهین کردن به ایشان را توهین به صحابه می دانند و عده ای هم خیر .

شما به کدام تبعیضات اشاره می کنید ؟

اگر هم به فرض محال تبعیضی وجود داشته باشد بر خود حضرت علی هم اشکال وارد است . چون تبعیض ، نا عدالتی می آورد و برای حضرت علی واجب است ( کلمه ی واجب را دو بار تاکید می کنم) که در مقابل نا عدالتی و حاکم نا عادل بیاستد .

اما حتی خود حضرت علی هم نا عدالتی مشاهده نکرده اند چون  ایشان اعتراضی نکردند مگر  راهنمایی و ارشاد . که این با ایستادگی در مقابل چیزی فرق دارد .

باز هم در مورد حضرت عمر این سخن شما مرا به تعجب وا داشت (اما بعضی تبعیضات را او هم انجام میداد) کدام تبعیضات؟

هنگامی تبعیض وارد شود در آن صورت بی عدالتی نیز رایج می شود که در این صورت شما صحابه را ناعادل شمرده اید که در این رابطه باید چند مطلب عنوان شود:

خطیب بغدادی بعد از بیان دلایل عدالت صحابه می ‌گوید: اخبار در این مورد بسیار و همگی مطابق با نص قرآن است كه همه آنها بر طهارت، عدالت قطعی و نزاهت اصحاب دلالت دارد و هیچ یك از آنها بعد از اینكه خداوند آنها را عادل دانسته است و او از باطن آنها آگاه بوده است، نیازی به تأیید و تعدیل دیگران ندارد (الكفایة فی علم الروایة 48-49)

امام نووی می‌گوید: صحابه همگی عادل هستند، چه آنها كه گرفتار فتنه شده باشند و یا دیگران... و این اجماع كسانی است كه سخن آنها قابل اعتناست (التقریب و التیسیر المعرفة سنن البشیر النذیر، للنووی مع شرحه تدریب الراوی 2/190)

ابن‌كثیر می‌گوید: همه صحابه از دیدگاه اهل سنت و جماعت عادل هستند چون خداوند در  كتاب خود آنها را ستوده است، و سنت نبوی در مدح اخلاق ، رفتار ، بذل جان و مال آنها در پیشگاه رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- ]به امید رسیدن به پاداش الهی و ثواب اخروی[ سخن گفته است (الباعث الحثیث ص 154. )

ابن‌ملقن می ‌گوید: همه صحابه دارای یك ویژگی هستند و آن اینست كه درباره عدالت هیچكدام از آنها سوال نمی ‌شود، و آن موضوعی قطعی و پایان یافته است. زیرا به طور مطلق به وسیله نصوص قرآن و اتفاق اهل اجماع، عدالت آنها تأیید شده است. او بعد از نقل نصوص فراوانی در مدح و ستایش آنها می‌گوید: سپس امت بر عادل دانستن صحابه اجماع دارد، حتی آنهایی كه گرفتار فتنه شده ‌اند به علت داشتن حسن ظن درباره آنها و این نیز به اجماع علمایی است كه نظرشان قابل اعتناست و این امر با توجه به همه اعمال نیك و بزرگی كه انجام داده‌اند، می‌باشد.

خداوند آن اجماع را بدین سبب برایشان مهیا كرده‌ است كه آنها حافظان و انتقال‌دهندگان شریعت هستند

(المقنع فی علوم الحدیث 2/492-493. )

اما در رابطه با عدالت حضرت عمر بن خطاب سه مثال ساده که در بیشتر کتب معتبر ذکر شده است را برای شما می آورم :

الف : روزی از طرف روم به مدینه قاصدی می آید . این قاصد از چند نفر می پرسد که قصر پادشاهتان کجاست . همه می گویند ما پادشاهی نداریم سپس شخصی که متوجه می شود منظور این شخص از پادشاه چیست این قاصد را به محلی می برد و شخصی را به او نشان می دهد که زیر درخت خرمایی نشسته و در حال عبادت است . با حالتی کاملا ساده و به قول عامه درویشانه . سپس به او می گوید که این پادشاه ماست . او همان حضرت عمر بود که شما از تبعیضات ایشان سخن می رانید

ب : هنگامی که ایران فتح شد بدلیل فقر بیش از حد عامه مردم ، حضرت عمر دستور می دهند برای تمام خانواده ها مقرری تعیین کرده و هر خانواده ای که فرزندی یک ساله دارد (برای مثال 1 دینار ) یا فرزندی دو ساله دارد ( برای مثال دو دینار ) بیش تر مقرری داده شود تا برسد به سن 6 سالگی که باید (به اجبار) تدریس کند و  سواد بیاموزد .

ج: پس از یکی از جنگ ها غنائم بسیاری به مسلمانان می رسد و چون حضرت عمر خلیفه ی مسلمانان بودند مسئولیت پخش آن را نیز خودشان بر عهده گرفتند . همه ی مردم در صف ها و نوبه ها بودند . تا می رسد به نوبه ی عبدالله فرزند خودش . به او می گوید که مردم فراوانند و به آخر صف برو . و تا 3 بار این کار را انجام می دهد تا هنگامی که تمامی مردم غنائم خود را می گیرند آن گاه کم تر از هر فرد دیگری به فرزند خود غنیمت می دهد و باقی را در بیت المال قرار می دهد تا شبهه ای به وجود نیاید و تقسیم عادلانه باشد

اما نظرات حضرت علی در رابطه با حضرت عمر نیز خالی از لطف نیست :

« فلما احتضر بعث إلی عمر فولاه فسمعنا و أطعنا و بایعنا و تولی عمر الأمر و كان مرضیَ السیرة میمون النقیبة »

«زمانی كه به حال احتضار رسید، ولایت وحكومت را به عمر سپرد و ما بیعت كردیم و اطاعت نموده و خیر خواهی نشان دادیم ، و عمر زمامداری را به عهده گرفت (و خلیفه شد) در حالی كه سیرت و عملکرد او پسندیده و نفس او مبارك و وجودش پر بركت بود»

منابع این روایت : (الغارات ثقفی كوفی ، ج 1 ، ص 306و 307 _ مستدرك نهج البلاغه ، شیخ كاشف الغطاء ، چاپ لبنان، ص 119و 120 – منار الهدی ، علی بحرانی ، ص 373 – ناسخ التواریخ ، میرزا تقی خان سپهر ، ج 3 ، ص 532- همچنین با كمی تفاوت نامة 62، نهج البلاغه شرح فیض الإسلام .. سیّد بن طاووس ، در كتاب خود « كشف المحجّه » و شیخ كلینی نیز در « الرسائل » موضوع را با این عبارت آورده اند:« و كان عمر مرضی السیره من الناس عند الناس؛ عملکردعمر ،از نظر عموم مردم ، پسندیده و موجب رضایت بود».. )

اینگونه سخنان –یعنی اینكه  حضرت علی (رض) ‌خلفا را شایسته ترین مردم برای خلافت دانسته و آن ها را عادل معرفی کرده– بارها و بارها از زبان او گفته شده و در كتب شیعه نیز ، ثبت شده است.   همانگونه که طوسی از جعفربن محمّد و او از پدرش روایت می كند كه :« مردی از قریش نزد امیرالمؤمنین – علیه السلام- آمد و گفت : از تو شنیدم كه چند لحظه پیش در خطبه ات گفتی : پروردگارا ! ما را اصلاح فرما به آنچه خلفای راشدین را نسبت به آن اصلاح فرمودی ! منظورت چه كسانی هستند ؟

فرمود: « حبیبای ، و عمّاك أبوبكر و عمر ، إماما الهدی ، و شیخا الإسلام ، و رجلا قریش ، و المقتدی بهما بعد رسول الله(ص) ، من اقتدی بهما عصم، و من اتبع آثارهما هدی إلی صراط المستقیم ».

« دوستان و برادران محبوبم ، عموهایت أبوبكر و عمر، دو امام هدایت، دو بزرگوار اسلام، دو راد مرد قریش ، دو نفری كه بعد از رسول خدا (ص) مردم به آنها اقتدا كردند ، و هر كس به آنها پیرویكرد، (از گمراهی و تفرقه ) مصون و محفوظ ماند و هر كس راه و رسم ایشان را در پیش گرفت ، به راه راست هدایت گردید»..

منابع این روایت : (تلخیص الشافی ، طوسی ، ج2، ص428.)

مدیر وبلاگ :

به نام خدا

با سلام خدمت جناب آقای انساریان

در رابطه با جواب های شما باید توضیحاتی داده شود

1) جواب به سوال اول مرا قانع نکرد

2) در رابطه با شهربانو باید گفت که منظور من آن است که دختر یزدگرد سوم شهربانو خاتون به عنوان غنیمت جنگی به عربستان آورده شد . پس اگر معتقدید که حکومت عمر (رض) بر حق نبوده پس تمام جنگ ها و غنیمت ها و ... ایشان بر حق نیست که اگر چنین باشد خودتان ازدواج امام حسین با شهربانو را زیر سوال برده اید (البته این عقیده ی شما است بنا به اعتقادات خودتان)

3) آن منبعی که شما خواسته بودید کتاب " کشف المحجوب " نوشته ی " ابوالحسن علی بن عثمان الجلابی الهجویری الغزنوی " می باشد در این کتاب که ناشر آن " آرمان و حق چاپ آن به کتابخانه ی طهوری اختصاص دارد" وسال چاپ آن 1371 چاپ دوم می باشد و یکی از واحد های دوره ی فوق لیسانس ادبیات است این گونه آمده است:

«« و اندر خبر است کی عمر بن خطاب ( رض ) مر ام کلثوم را دختر فاطمه بنت محمد مصطفی (صلعم) خطبه کرد از پدرش علی رضی الله عنهم اجمعین علی گفت او بس خردست و تو مردی پیری و مرا نیت است که به برادر زاده ی خویش دهم عبد الله بن جعفر (رض) . عمر پیغام فرستاد یا با الحسن اندر جهان زنان بسیارند بزرگ و مراد من از ام کلثوم اثبات نسل است نه دفع شهوت لقوله عم کل سبب و نسب ینقطع الا سببی و نسبی کنون مرا سبب هست بایدم تا نسب نیز با آن یار باشد هردو طرف بمتابعت روی محکم کردانیده یپباشم . علی (رض) ویرا بدو داد و زید بن عمر (رض) از وی بیامد و...»»

این عین متن کتاب است . توصیه می کنم آن را مطالعه کنید در ضمن باید گفت که ام کلثوم همان زینب کبری هستند که شما گفته بودید.

در جواب های شما مطلبی که مرا متوجه خود ساخت آن بود که شما یا واقعا از این ازدواج بی خبربوده اید که در این صورت جواب شما از روی تعصب کورکورانه بوده که این برخلاف گفنه های قرآن است و یا این که می دانید و نمی خواهید بیان کنید که این از عالمی چون شما بعید است . در ضمن جایزه ای که قول داده بودید را برای خود بگذارید چون من برای جایزه گرفتن از شما سوال نکردم.در ضمن منظورتان را هم از این حرف نفهمیدم اما احساس کردم که در جواب های شما نوعی تحقیر درپاسخگویی وجود دارد که از این بابت هم از شما گله مندم.

چند سوال دیگر هم که الان می خواهم مطرح کنم این است :

1) می دانیم فرقه ای در تشیع وجود دارد به نام اسماعیلیه که تا امام جعفر و پسر بزرگشان اسماعیل را به عنوان امام قبول دارند. اسماعیل پسر بزرگ امام جعفر صادق می باشند که در زمان حیات امام جعفر فوت کردند و امام جعفر قبل از مرگ اسماعیل ، او را به عنوان امام هفتم انتخاب کرده و به مردم معرفی کردند اکنون فرقه ی اسماعیلیه معتقداند چون امام جعفر معصوم اند و در انتخاب جانشین نمی توانند اشتباه کرده باشند و یا تغییر عقیده داده باشند لذا تا امام هفتم که اسماعیل باشد را قبول دارند با توجه به این مقدمه اگر واقعا معتقدین که امامان باید معصوم باشد پس به جای 14 معصوم باید بگوییید 15 معصوم . مگر امام جعفر معصوم نیستند؟ پس در این مورد که انتخاب جانشینی پیامبر است چرا عقیده ی خود را عوض کردند و شخص دیگری را به امامت بر می گزینند؟